آيا برخورد تند حضرت موسى با هارون ـ كه قرآن نقل مى كند ـ با مقام عصمت او سازگار است؟

قرآن كريم در ضمن نقل داستان زندگانى حضرت موسى، مى فرمايد: هنگامى كه موسى در حال خشم و اندوه به سوى قوم خود بازگشت گفت: پس از من بد جانشينانى براى من بوديد، آيا در امر پروردگارتان عجله كرديد؟ سپس موسى الواح را بر زمين افكند و سر برادرش را گرفت و به سوى خود كشيد. هارون گفت: فرزند مادرم، اين قوم مرا ضعيف يافتند و نزديك بود مرا به قتل برسانند. پس كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا در شمار ستم كاران قرار مده.

براى روشن شدن پاسخ چند نكته شايان توجه است:

1. هنگامى كه موسى به ميقات مى رفت، هارون را جانشين خود قرار داد و به او سفارش كرد كه ميان قوم اصلاح كند و از مفسدان نباشد.

2. هارون به طور كامل به سفارش موسى عمل كرد و هنگامى كه بنى اسرائيل خواستند گوساله طلايى را بپرستند به آنان گفت: شما با اين گوساله در بوته آزمايش قرار گرفته ايد. مرا پيروى و اطاعت كنيد، نه سامرى را.

3. هارون تا آن جا كه مى توانست به وظيفه اش عمل كرد و از ترس اين كه ميان بنى اسرائيل تفرقه ايجاد شود به شدت عمل روى نياورد.

4. موسى در ميقات از طريق وحى الهى از انحراف بنى اسرائيل آگاه شد.

5. موسى هنگامى كه در ميقات از انحراف بنى اسرائيل آگاه شد، سخت اندوهگين شد و زحمات چندين ساله اش را در آستانه نابودى ديد. هنگامى كه ميان قومش آمد، با ديدن گوساله و گوساله پرستان، آتش خشمش بيشتر شعله ور گشت و به قوم خود گفت: چه بد جانشينانى در غياب من بوديد. آيا در فرمان پروردگار شتاب كرديد؟ آيا پروردگار شما وعده نيكى به شما نداد، آيا عهد او طولانى شد؟

6. موسى خشم و ناراحتى درونى خود را به دو صورت نمايش داد: يكى اين كه الواح تورات را به دور افكند; ديگر به گمان اين كه هارون در برابر اين كار ناشايست، واكنش كافى نشان نداده، به او گفت: چه باعث شد وقتى ديدى آنان گمراه شدند از من پيروى نكردى؟ آيا با فرمان من مخالفت نمودى؟ اين هنگام بود كه سر برادرش را گرفت و به سوى خود كشاند.

شكى نيست كه عمل بنى اسرائيل از نظر زشتى و وقاحت از حد و اندازه خارج بود، هر چند آنان به عمق زشتى كارشان پى نمى بردند، پيامبر خدا مى فهميد كه چه حادثه بس خطرناكى رخ داده است، كه اگر واكنش تند از خود نشان ندهد، چه بسا ممكن است بنى اسرائيل به اين آسانى از كردار زشت شان دست برندارند و اگر هم دست برداشته، به توحيد باز گردند، باز اثر سوء آن در اعماق ذهنشان باقى بماند. بنابراين عصبانيت و خشم موسى نه براى خود و منافع شخصى كه براى خدا و انحراف بنى اسرائيل بود. اگر با آن انحراف برخورد تند نمى كرد، گوساله پرستان بيدار نمى شدند. خشم موسى يك ضربه روحى روانى بود كه اثر تربيتى فوق العاده اى داشت.

برخورد تند موسى با هارون براى اين بود كه تصور مى كرد هارون به سفارش هاى او عمل نكرده است. البته پس از آن كه هارون اوضاع و شرايط خود را در غياب وى به او مى گويد، موسى او را معذور مى دارد و از خداوند براى خودش و او درخواست آمرزش مى كند. اين طلب مغفرت نه به سبب ارتكاب گناه بود، بلكه نشانه توجه آنان به عظمت مسئوليت شان در برابر خدا بود.

البته شايد اين كار موسى و واكنش نسبت به رفتار بنى اسرائيل و برخورد با هارون، نه از سر بى اطلاعى از عمل كرد هارون بوده، بلكه مى خواسته شدت زشتى كار بنى اسرائيل را به آنان نشان دهد. 


نویسنده : گروه پرسمان قرآني ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ تاریخ یکشنبه ٩ دی ،۱۳۸٦