تعريف عصمت:

عصمت لطفی است که خداوند نسب به مکلف انجام می دهد به نحوی که ديگر انگيزه ای برای ترک طاعت و يا انجام معصيت در او نيست هر چند توان انجام آن ها را دارد[1]

عصمت ملکه ای است نفسانی که انسان را از گناهان باز می داردهرچند که قدرت برانجام گناه را از او سلب نمی کند.[2]

 

عصمت در يهوديت:

نبی دهان خدا است و سخن وکلام او سخن خدا.[3]

موسی بن ميمون متفکر و انديشمند يهودی قرون وسطی اعتقاد به عصمت را يکی از ارکان اساسی اعتقادات يهود برمی شمارد به طوری که پس از مطالعه وبررسی مبانی فکری و اصول اعتقادی مذهب يهود13 اصل کلی را از آن استخراج نموده از جمله آن ها: تمام سخنان صحيح می باشد.

علت طهارت و پاکی انبيا در منابع يهود چنين آمده است: زيرکی و چابکی برای انسان پاکی می آورد.پاکی باعث طهارت می شود. طهارت به پرهيزگاری منجر می گردد پرهيزگاری به انسان قدّوسيت می بخشد. قدّوسيت آدم را متواضع و فروتن می کند. تواضع و فروتنی ترس از خطاکاری را در دل انسان می پرورد.ترس از خطاکاری سبب پارسايی و دينداری می شود و پارسايی و دينداری شخص را دارای روح القدس می کند «و آنگاه» روح القدس انبيا را از خطا و اشتباه در آن چه بر زبان آنها جاری می کند مصون و محفوظ می دارد از اين رو اخبار و اقوال آن ها معصوم از خطاست... بنابراين دين پيامبران نه درگفتار خطا می کند و نه در کتابت سخنان روح القدس.[4]  

اگر پيامبر تکبر کند نبوت از وی دور می شود. و اگر او عصبانی و خشمگين شود, نيز نبوت او را ترک می گويد.[5]

عصمت در مسيحيت:

آیين مسيحيت علاوه بر آن که مسيح(ع) را هم از نظر تعليم و هم از نظر اخلاق معصوم و بدون نقص می داند نويسندگان کتاب مقدس انجيل را نيز معصوم می دانند در مقام تعليم کتاب مقدس . مسيحيان کاتوليک مقام پاپ را هم منزه از آلودگی ها و نقايص می دانند.[6]


 

 


 

[1] .ر.ک: ارشاد الطالبين, فاضل مقداد, ص302.

[2] .ر.ک: شرح المقاصد, ج4 , ص312/گوهرالمراد, ص 379.

[3] .کتاب مقدس

[4] .گنجينه ای از تلمود, ص 139/ الميزان فی مقارنة الاديان, ص 33.

[5] .گنجينه ای از تلمود, ص 140.

[6] . ر.ک: الهيات مسيحی, ص 205/ معجم الايمان المسيحی, ص 328.

 

 پرسش : انبيا و امامان‏عليهم‏السلام از كودكى معصوم بوده‏ اند؛ آيا اين عصمت، با اختيار آن‏ها منافات ندارد؟

    پاسخ: دانشمندان علم كلام، عصمت را موهبت الهى و ذاتى دانسته‏ اند كه بر اساس شايستگى‏هاى آنان و نيز تحت شرايطى، به شخص معصوم افاضه مى‏شود و هرگز قابل تحصيل و اكتساب نيست. آيه تطهير و برخى آيات ديگر (ص 47؛ دخان 32 و...) بر اين مطلب دلالت مى‏كنند.

 موهبتى بودن »عصمت« از آن نظر افتخار است كه اين لطف در همه شرايط به افراد داده نمى‏شود؛ بلكه بايد زمينه‏ هاى كسب آن در خود افراد به وجود آيد تا لطف الهى شامل حال آنان گردد. بخشى از اين زمينه‏ ها خارج از اختيارند؛ مثل كمالات روحى كه از طريق وراثت و يا تربيت به افراد منتقل مى‏شود و بخشى ديگر كاملاً اختيارى هستند كه عبارتند از:

 1. مجاهدت‏ هاى فردى و اجتماعى پيامبرانى مانند: »ابراهيم« و »يوسف« و »موسى« و پيامبراكرم‏صلى الله وعليه وآله پيش از بعثت؛ همچون جهاد آنان با نفس و چشم‏ پوشى از حرام و... كه زمينه را براى افاضه »عصمت« تشديد نموده و لياقت و شايستگى آنان را براى افاضه لطف آماده كرده است. اين ويژگى‏ها به روشنى ثابت مى‏كند كه هرگاه لطفى به نام »عصمت« نيز در اختيار آنان قرار گيرد، از آن نيز در تهذيب فرد و جامعه بهره خواهند گرفت.

 2. آگاهى خداوند متعال از فعاليت‏هاى ثمربخش آنان در دوران رسالت و اين‏كه اين گروه پس از دريافت مقام منيع نبوت با استقامت و پشتكار شگفت دست به اصلاح زده، در راه جهاد فردى و اجتماعى سخت كوشش خواهند نمود.

 از جمله‏ هايى كه در زيارت دختر گرامى پيامبراكرم‏ صلى الله وعليه وآله, فاطمه اطهرعليهاالسلام وارد شده است، مى‏توان به اهميت عامل چهارم (آگاهى خدا از فعاليت‏هاى ثمربخش آنان در طول زندگى) بيش از عوامل ديگر پى‏برد؛ آن‏جا كه مى‏فرمايد:« يا ممتحنة امتحنك... به صابرة؛ اى امتحان و آزمون شده! آن‏جا كه خدا تو را پيش از آفرينش در اين جهان آزمود و تو را در ميدان امتحان و ابتلا، صابر و بردبار يافت.»

 و در دعاى ندبه مى‏خوانيم:« اوليايى كه آنان را براى خود برگزيدى؛ پس از آن كه زهد و پيراستگى را در زندگى اين دنياى پست براى آنان شرط نمودى و آنان نيز شرط تو را پذيرفته و تو هم از وفاى آنان آگاه شدى.»ا

 خواه عصمت مرحله كامل از تقوا تصور شود و يا معلول علم شكست ناپذير نسبت به عواقب گناه دانسته شود، و يا بازتاب تكامل شناخت نسبت به مقام ربوبى قلمداد گردد، هرگز موجب سلب قدرت و توانايى از انجام گناه نمى‏گردد و انسان معصوم مى‏تواند يكى از دو طرف كار را برگزيند؛ بنابراين «انجام ندادن فعل» دليل بر عدم توانايى نيست؛ بلكه فرد معصوم به خاطر تقواى والا، يا علم شكست ناپذير، از پيامد گناه و يا شناخت كامل از عظمت خالق، اقدام به انجام كار خلاف نمى‏كند؛ هرچند اگر بخواهد مى‏تواند مانند ديگران مبدأ خلاف و گناه باشد، آيات شريفه (انعام، 87 - 88؛ مائده، 67) بر آن دلالت مى‏كنند.

 معصومان داراى دو نوع شايستگى هستند: 1. شايستگى ذاتى و موهبتى 2. شايستگى اكتسابى از طريق انجام دادن حسنات و ترك محرمات و به دست آوردن ملكات درونى. از مجموعه اين دو شايستگى كه حداقل يكى از آن دو جنبه اختيارى دارد، آن مقام والا حاصل مى‏شود؛ يعنى: اراده الهى زمينه‏ هاى توفيق را براى وصول به اين مقام والا فراهم مى‏سازد؛ ولى

بهره‏ گيرى و استفاده از اين توفيق به اراده خود آنان بستگى دارد.

 بنابراين، خداوند متعال با انواع تأكيدها در اين آيه شريفه اراده فرموده است كه اهل بيت پيامبراكرم‏ صلى الله وعليه وآله را از هرگونه پليدى و آلودگى پاك و مبرّا سازد.

پاورقی: ر.ك: الميزان، علامه طباطبايى‏رحمه الله، ج 16، ص 309، نشر اسلامى / پيام قرآن، آيةاللَّه مكارم شيرازى و ديگران، ج 9، ص 135، دارالكتب الاسلامية / منشور جاويد، آيةاللَّه جعفر سبحانى، ج 5، ص 24، نشر اسلامى.

 


نویسنده : گروه پرسمان قرآني ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ تاریخ چهارشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸۳